« تاج‌السلطنه: آقازاده‌ی آزاداندیش | صفحه‌ی اصلی | صدای انقلاب ملت و دست‌خط دیرهنگام »

سه شنبه ۲۷ بهمن ۸۸::February 16, 2010

نمایش ۱۲ شوال و عبور از «فتنه‌ی مشروطیت»



خزانِ بهارستان

تاریخ به ما می‌گوید که یکی از تلخ‌ترین وقایع ایران معاصر در سپیده دم سه‌شنبه ۲۳ جمادی‌الاول ۱۳۲۶ قمری رقم خورد: دسته‌ای قزاق با چهار عراده توپ به‌سوی بهارستان رفتند، مجلس شورای ملی را ویران کردند و با غرش گلوله‌هاشان آغاز دوره‌ی هولناک استبداد صغیر را خبر دادند. شیخ مهدی شریف کاشانی «پیرمرد شکسته‌حالی» که در آن ایام هشتاد و هفت سال عمر داشت، رنجور از آن زمانه عسرت نوشت: «جماعتی به خیال استبداد، جماعتی طالب مشروطیت، جماعتی بر ضد هر دو دسته، جماعتی در کمال آسودگی مشغول کسب و کار خود، جماعتی مشغول به فتنه و فساد،‌ جماعتی کشته و غارت شده: هیچ‌کدام در فکر هیچ‌کدام نیستند».  

آتش جنگ داخلی نه‌تنها در پایتخت استبدادزده بلکه در تبریز و اصفهان و گیلان بالا گرفت بود. علمای ثلاثه‌ی نجف- ملاعبدالله مازندرانی،‌آخوند محمدکاظم خراسانی و شیخ محمدحسین تهرانی- که حامیان همیشگی نهضت مشروطه بودند، با رو به ضعف نهادن جبهه‌ی مشروطه‌خواهان آذربایجان، در تلگراف‌هایی از ایرانیان مقیم استانبول و قفقاز خواستار یاری رساندن به مبارزان آذربایجان شدند و «اعانت آن برادران غیور و مدد مالی و جانی و استعدادی رسانیدن به ایشان [را] به منزله‌ی اعانت مجاهدین در رکاب اقدس نبوی» دانستند. آنان از سوی دیگر صاحب‌منصبان و امراء و قزاق‌ها و حتی نوکرهای نظام را هشدار دادند تا «همگی بدانند که همراهی با مخالفین اساس قوام مشروطیت،‌ هر که باشد اعلی و ادنی،‌ [و] تعرض به مسلمانان و حامیان [این] اساس قویم محاربه با امام عصر، عجل الله تعالی فرجه، است». 

دولت‌های روس و انگلیس نیز در پطرزبورگ با صدور بیانیه‌ای با اظهار نگرانی از امنیت جانی و مالی اتباع خود، ‌شاه را به بازگشت به مشروطه فراخواندند و تاکید کردند که «ابداً همراهی مالیه نسبت به شاه نخواهند داشت، مگر این‌که مجدداً مجلس دارالشورای ملی را تأسیس کند». البته سرگذشت نیرنگ این دو دولت و همراهی پنهان آنان با مستبدان را در مجالی دیگر باید بازگفت.

در تاریخ آورده‌اند که محمدعلی‌شاه در ۲۷ رجب ۱۳۲۶ «در حضور امیربهادر و شیخ فضل‌الله و وزیر اعظم اظهار پشیمانی کرده بود که: شماها گفتید [مجلس را] توپ ببند؛ بعد از چند روز کارها درست می‌شود. من به حرف شماها توپ بستم؛ حالا دچار این اشکلات شده‌ام. آذربایجان به این اغتشاشات و انقلاب؛ از نجف اشرف این تلگرافات مبری که می‌خواهند علما از نجف اشرف به طرف ایران حرکت کنند ... ملت و رعیت را چه‌قدر می‌توان کشت؟ جواب مردم را چه باید گفت»؟ 

‌شاه،‌ در برابر این فشارها، به‌ناچار، در دستخطی که در شعبان ۱۳۲۶ به صدر اعظم نوشت تعطیلی مجلس را «به‌اقتضای حفظ نظم مملکت و رفع مفسدین و انجمن‌ها و اشخاص بی‌دین که اسباب عدم آسایش رعیت بود» دانست و وعده داد که مجلسی«موافق مزاج مملکت و مطابق قانون شریعت ... و حافظ قوانین عدالت و نشر عدل و داد» برپا سازد. اما همچنان در این خیال بود که برای همیشه بساط مشروطیت را برچیند. 


بهار باغشاه
درحالی‌که ۱۹ شوال موعد برگزاری انتخابات مجدد و بازگشایی مجلس بود، در ۱۲ شوال نمایشی برای بیعت تازه با سلطنت و عبور از «فتنه‌ی مشروطیت» در باغشاه برپا شد. هشتصد نفر از تجار و گروهی از روحانیان و اعیان و اشراف به دربار دعوت شدند. از تاجران تنها ۱۸۰ تن حاضر به اجابت دعوت شدند و از روحانیان ۴۰ تن.

در نشست تاجران با شاه، صنیع‌الممالک به عنوان «مدیر انجمن تجار» سخن گفت. او زرگر بود، اما علاوه بر طلا با طلاب هم سر و کار داشت؛ گاهی به درس علما می‌رفت و خود را اهل علم می‌دانست. در انجمن‌ها هربار به‌گونه‌ای  نطق‌ می‌کرد «گاهی آنارشیست،‌گاهی از حمات استبداد،‌ گاهی شاه‌پرست [و] گاهی در یک مجلس از هر دوسه قسم بود». چنین شخصیتی، به‌نمایندگی از تاجران، در آن مجلس به شاه عرض کرد «ما سال‌ها شاه‌پرست بوده‌ایم،‌ به‌جز شاه‌پرستی کاری نداریم. مقصود ما حصول این است [که] یک قانونی به جهت ما بگذارند که آسوده باشیم و از روی آن قانون عمل شود و ظلمی به‌ هرکسی واقع نشود. اسم مشروطه را نمی‌خواهیم. به‌کلی متروک بفرمایید که ابداً این اسم در کار نباشد که مخالف قانون اسلام است. ماها مسلمانیم، قانون ما قرآن است و نیت ما شاه‌پرستی است. نه مشروطه می‌خواهیم، نه مجلس؛ از این بازی‌ها لازم نداریم». این سخن البته حرف دل همه‌ی حاضران نبود، از آن میان میرزا ابوالقاسم خان نامی جرأت کرد که به مخالفت برخیزد و به شاه بگوید: «قربان! صنیع‌الممالک این عقیده‌ی خودش است عرض می‌کند. ما هم مجلس می‌خواهیم، هم مشروطه». صدای مخالفان اما به گوش نرسید و جز چند استدعای جزیی در رفع مشکل یک‌دو تاجر، آن هم برای خالی نماندن عریضه،‌ دیگر شکایتی طرح نشد. 

گروه تجار که مرخص شدند،‌ روحانیان دست‌چین شده آمدند -به تعبیر شیخ مهدی شریف: «حاجی شیخ فضل‌الله و حاجی میرزا ابوالقاسمِ امام جمعه که رئیس قوم و مروج استبداد هستند، باقی هم از بعضی پیش‌نمازها و طلاب و از اتباع آقایان». مذاکرات این دیدار محرمانه ماند اما دو روز بعد معلوم شد که «آقایان عریضه در حرمت مشروطیت نوشته و مهر کرده، حضوراً داده‌اند و دست‌خط نسخ مشروطیت را گرفته‌اند».

شاه مستبد به استناد همین نمایشِ ۱۲ شوال دست‌خط نسخ مشروطیت را صادر کرد. دولتیان در مقدمه‌ی این دست‌خط نوشتند که چون «کارگزاران دولت، ‌جمع کثیری از وجوه علما و شاهزادگان و وزراء و امراء و اعیان و اشراف و تجار» در روز ۱۲ شوال متفقاً معروض داشتند که «مجلس شورای عمومی منافی با قواعد اسلام است و ممکن‌الجمع نیست، چنان[که] به رأی العین مشاهده می‌کنیم، و ما مسلمانان که تحت اقتدار سلطنت اسلامیه هستیم ابداً راضی نمی‌شویم که نقضی به اسلام و دین ما برسد و در مقابل احکام اسلامیه، شاه و رعیت یکسان است» و چون «قریب دویست طغرا ... تلگرافات عموم ایالات و ولایات» قرائت‌شده در آن روز و عرایض حضار مجلس جملگی متعرضانه در استدعای انصراف رأی  شاه از مشروطیت بودند و پس از آن روز نیز به‌رغم «دفع‌الوقت اعیان» مطالبه‌ی این «دست‌خط آفتاب نقط» ادامه یافته، اکنون در نزد شاه «قسم به جمیع معظمات شرعیه [یاد می‌کنیم] که ماها، بلکه تمامی اهالی اسلام [و] این مملکت،‌ برای تأسیس مجلس شورای عمومی حاضر نیستند و نتیجه‌ی آن را جز هدم دین و هرج و مرج و هدر دماء محترمه و هتک نوامیس اسلامیه‌ نمی‌دانیم» و شاه نیز  سرانجام خطاب به جنابان مستطاب حجج‌اسلام دست‌خطی صادر کرد که «حال‌که مکشوف داشتید تأسیس مجلس با قواعد اسلامی منافی است و حکم به حرمت دادید و علماء ممالک به‌همین نحو، کتباً و تلگرافاً حکم بر حرمت نمودند، در این صورت ما هم از این خیال بالمره متصرف و دیگر عنوان هم‌چو مجلسی نخواهد شد» و آن‌گاه مزورانه وعده داد که «عزم خسروانه ما بر نشر معدلت و رعایت حقوق رعیت و اصلاح مفاسد به قانون دین اسلام» است.

به شهادت تاریخ نیرنگ دوازده شوال گرهی از کار فروبسته‌ی استبداد نگشود؛ خزانی که بهارستان را ویران ساخت، به‌زودی از باغشاه نیز گذشت...




مطالب مرتبط

صدای انقلاب ملت و دست‌خط دیرهنگام

نظرها

دمت گرم احمد جان/ ادامه بده این نوشته ها که هم خواندنی هستند و هم آموختنی

خيلي خوب بود. ادامه بده.

نظر بدهيد

(نظر شما پس از تأييد منتشر خواهد شد. نيازی به دوباره فرستادن نظر نيست.)

Free counter and web stats