« October 2009 | صفحه‌ی اصلی | January 2010 »

بايگانی: November 2009

November 5, 2009

«جامعه‌ی کوتاه مدت» و آرزوهای بلند

«جامعه‌ی کوتاه مدت» و آرزوهای بلند: 
به آینده‌ی جنبش «آزادی‌خواهی» مردم ایران چه امیدی می‌توان بست؟


شب گذشته در ضیافت شامی که کالج سنت آنتونی دانشگاه آکسفورد برای دانشجویان جدیدالورودش تدارک دیده بود، شرکت کردم. در چنین مراسمی معمولا کسی نگاهش را از دیگری نمی‌دزدد، بلکه دانشجویان پاپیش می‌گذارند تا خود را معرفی کنند و با دیگران آشنا شوند. گفت‌وگوهای سرپایی یا برسر میز شام، معمولا کوتاه است تا فرصت آشنایی با تعداد بیشتری «دوست» تازه و اظهار «خوش‌وقتی» از دیدار آن‌ها دست دهد. معمولا در این سلام‌وعلیک‌ها، اول می‌پرسند که «خب، شما چه می‌خوانید؟» و بعد هم اگر کسی بخواهد مکالمه‌اش را قدری خودمانی‌تر کند و باب دوستی را بگشاید، می پرسد «اهل کجایید؟» 
من از آن دسته کسانی نیستم که چندان استعداد صحبت‌گشایی و معارفه داشته باشم؛ با وجود این دیشب با سه‌چهار چهره‌ی تازه صحبتم به درازا کشید. علت‌اش را هم می‌دانم: ایرانی بودن. به محض این‌که معلوم می‌شد ایرانی‌ام، ‌می‌گفتند «به! چه جالب!». راستی «نظرتان درباره‌ی حوادث اخیر ایران چیست؟» پاسخ دادن به چنین پرسشی در چنان مراسمی انصافا سخت است، به‌خصوص اگر از تو بخواهند که آینده را هم پیش‌بینی کنی. تنها چیزی که بعد از توضیحی درباب وقایع اخیر ایران می‌توانستم اضافه کنم این بود که «به آینده امیدوارم».

راستی به آینده‌ی جنبش «آزادی‌خواهی» (اجازه بدهید عجالتا ویژگی این جنبش صدساله را در آزادی‌خواهانه‌بودن خلاصه کنیم) مردم ایران چه امیدی می‌توان بست؟ از میان نظریاتی که می‌کوشند تحولات پرشتاب و معمولا غیرقابل پیش‌بینی جامعه‌ی ایران را تبیین کنند و یا احتمالا خطر کرده و درباره‌ي آینده هم گمانه‌ای بزنند، نظریه‌ی «جامعه‌ی کوتاه مدت» محمدعلی همایون کاتوزیان بسیار قابل دفاع می‌نماید. خلاصه‌ی این نظریه آن است که به شهادت تاریخ، ایران جامعه‌ای کوتاه مدت است. بدین معنا که انباشت و نگهداری ثروت، حقوق و امتیازات در آن ممکن نبوده است. بسیار بوده‌اند پدرانی که از قدرت و دارایی و امتیازات اجتماعی چشم‌گیری بهره‌ داشته‌اند،‌ اما به هیچ عنوان تضمینی درکار نبوده که حتی اندکی از این میراث به دست فرزندان -تا چه رسد به نوادگان- برسد. این مرحمت و تفضل حاکم خودکامه بود که ممکن بود هر لحظه آن را باز پس بگیرد. یعنی «مالکیت» در هیچ دستورنامه و قانونی تضمین شده نبود. آن‌چه در تصرف من بود در بهترین حالت چیزی بیش از امانت تلقی نمی‌شد؛ امانتی که تا ساعتی دیگر ممکن است بازستانده شود. 

ادامه‌ی ««جامعه‌ی کوتاه مدت» و آرزوهای بلند»

Free counter and web stats