نامگزاری یا نامگذاری
لابد شنیدهاید داستان آن پیرمرد را که وضو ساختن درست نمیدانست و رفتار فرزندان خردسال پیامبر را که چگونه به او آداب درست این عمل را آموختند. بگذریم که اکنون مسلمانان اجماع و توافقی بر سر شیوهی گزاردن این سنت نبوی ندارند.
چند دقیقهی پیش یکی از خوانندگان ناآشنای این دفتر ذیل یادداشت «تشابه اسمی» نظری نهاده بود که رفتار معصومانهی آن دو امام پاک را برای من زنده ساخت. اول کامنت او را بخوانید:
«سید بزرگوار
من همیشه نامگذاری را اینجوری یعنی با ذال می نوشتم، امروز با خواندن یادداشت شما دچار تردید شدم.شما ببینید کدامش درست است.طبعا این یادداشت ارزش انتشار ندارد و یک پرسش خصوصی ست .تغییر یا عدم تغییر مطلب شما راهنمای من خواهد بود.متشکرم»
خوانندهی عزیز! من حقگزار و سپاسگزار تذکر شما هستم. فرق بین «گذاشتن» و «گزاردن» را میدانم که اولی معنای غالبش «نهادن» است و دومی معنای غالبش «ادا کردن» و «بهجا آوردن». البته برخی برآنند که وقتی «گذاشتن» جزیی از فعل مرکبی است که معنای مادی ندارد یعنی سخن از گذاشتن یک شیء در میان نیست، درستتر آن است که از «گزاردن» استفاده کنیم؛ مثل قانونگزاردن، نامگزاردن ویا حتی بنیانگزاردن. من نیز این نظر را میپسندم. با این حال الان نگاهی به دستورخط فرهنگستان انداختم ولی چیز مرتبطی نیافتم. به لغتنامهی دهخدا هم مراجعه کردم. دیدم موضوع در این مرجع نیز کاملا واضح نیست؛ چنان که دهخدا ذیل «گذاردن» هر دو ضبط «نماز گزاردن» و «نمازگذاردن» را آورده است. اما هر سه مصدر مرکب پیشگفته را با حرف «ذال» ضبط کرده است. با این توضیح من مستند قابل توجهی برای تفکیک بین معنای مادی و معنای معنوی مصدرهای مرکب ساخته شده با فعل گذاردن یا گذاشتن ندارم. شاید دوستانی که فرهنگ افعال فارسی یا فرهنگ اشتقاق فارسی دم دستشان است بتوانند در بحث مشارکتی کنند و نکته را روشن کنند. پس به احترام آن خوانندهی نکتهسنج و فروتن اذعان میکنم که دلیلی برای این ضبط ندارم و ضبط غالب همان است که ایشان نوشتهاند یعنی «نامگذاری».
خدا را شکر میکنم که خوانندگان این صفحه با نقدهایشان مرا درس آرامش و انصاف هم میدهند.
«سید بزرگوار
من همیشه نامگذاری را اینجوری یعنی با ذال می نوشتم، امروز با خواندن یادداشت شما دچار تردید شدم.شما ببینید کدامش درست است.طبعا این یادداشت ارزش انتشار ندارد و یک پرسش خصوصی ست .تغییر یا عدم تغییر مطلب شما راهنمای من خواهد بود.متشکرم»
خوانندهی عزیز! من حقگزار و سپاسگزار تذکر شما هستم. فرق بین «گذاشتن» و «گزاردن» را میدانم که اولی معنای غالبش «نهادن» است و دومی معنای غالبش «ادا کردن» و «بهجا آوردن». البته برخی برآنند که وقتی «گذاشتن» جزیی از فعل مرکبی است که معنای مادی ندارد یعنی سخن از گذاشتن یک شیء در میان نیست، درستتر آن است که از «گزاردن» استفاده کنیم؛ مثل قانونگزاردن، نامگزاردن ویا حتی بنیانگزاردن. من نیز این نظر را میپسندم. با این حال الان نگاهی به دستورخط فرهنگستان انداختم ولی چیز مرتبطی نیافتم. به لغتنامهی دهخدا هم مراجعه کردم. دیدم موضوع در این مرجع نیز کاملا واضح نیست؛ چنان که دهخدا ذیل «گذاردن» هر دو ضبط «نماز گزاردن» و «نمازگذاردن» را آورده است. اما هر سه مصدر مرکب پیشگفته را با حرف «ذال» ضبط کرده است. با این توضیح من مستند قابل توجهی برای تفکیک بین معنای مادی و معنای معنوی مصدرهای مرکب ساخته شده با فعل گذاردن یا گذاشتن ندارم. شاید دوستانی که فرهنگ افعال فارسی یا فرهنگ اشتقاق فارسی دم دستشان است بتوانند در بحث مشارکتی کنند و نکته را روشن کنند. پس به احترام آن خوانندهی نکتهسنج و فروتن اذعان میکنم که دلیلی برای این ضبط ندارم و ضبط غالب همان است که ایشان نوشتهاند یعنی «نامگذاری».
خدا را شکر میکنم که خوانندگان این صفحه با نقدهایشان مرا درس آرامش و انصاف هم میدهند.
نظرها
دوست عزیز
با سلام
معنای اصلی «گذاردن» به ویژه در واژه هایی مانند قانون گذاری، نام گذاری یا کیفرگذاری و مانند آن «وضع کردن» و «جعل کردن» است. بنابراین، قانون گذاری یعنی جعل یا وضع قانون، نام گذاری یعنی جعل یا وضع نام و به همین ترتیب کیفر گذاری یعنی جعل یا وضع نام. در نتیجه، املای این واژه ها با «گزاردن» درست نیست که همان گونه که به درستی ذکر کرده اید به معنای به جا آوردن و ادا کردن است.
Posted by: شایان | May 13, 2009 4:30 PM