« اصول اخلاقی اصلاحات | صفحه‌ی اصلی | ترمی که گذشت، از بهارم پیداست »

جمعه ۳۰ اسفند ۸۷::March 20, 2009

نسیم باد نوروزی

«به عجب علم نتوان شد ز اسباب طرب غافل

بیا ساقی که جاهل را هنی‌تر می‌رسد روزی»

 

نوروز  مبارک‌. برای من که امروز روز سختی بود. بدون اسباب طرب. بدون هفت‌سین و بساط سبزه. دو سه روز است با خودم زمزمه می‌کنم که «بساط سبزه لگدکوب کن به‌پای طرب» و عاقبت هم هیچ. سال تحویل را سر جلسه‌ی امتحان بودم.  چهار ساعت و نیم  امتحان عربی در اولین روز سال.  نوشتن و گفتن و شنیدن. درست مثل امتحان آیلتس. به‌خصوص که استاد متعصب اردنی‌ام «از ره ‌کین» یا به «اقتضای طبیعتش» متنی درباره‌ی مشکلات سیاسی جهان عرب پیش رویمان گذاشت که در آن از اشغال جزایر سه‌گانه‌ی امارات توسط ایران حرف زده بود. تحمل‌اش مشکل بود.

به هر حال باید صبور بود. این نیز بگذرد. نوروز پر خاطره وشاد به این چیزها گردی به دامنش نمی‌نشیند. خدای من هم بزرگ است؛ سیصد و شصت و چهار روز مانده است برای این‌که دل مرا به‌دست آورد و اسباب طرب‌ام را جور کند.

بگذریم. فقط خواستم بگویم از این دیار غافل از نوروز  سلامی نو به ایران پاک،‌سرزمین نوروز دوست‌داشتنی؛ و ‌شادباش و درود بر خانواده‌ی عزیزم، بر دوستان مهربانم  و بر هر که به این روز التفاتی کرد.

 به جای هر چیز دیگر شعری که سال‌های پیش در هوای نوروز دل‌انگیز اصفهان سروده‌ام در این دفتر می‌گذارمش.

 

مطالب مرتبط

نظرها

نیش "عرررب" نه از ره کین است...

نظر بدهيد

(نظر شما پس از تأييد منتشر خواهد شد. نيازی به دوباره فرستادن نظر نيست.)

Free counter and web stats