« سجاده‌ی باده | صفحه‌ی اصلی | چون وقفه‌ی رقصنده در زمان »

چهارشنبه ۶ آبان ۸۸::October 28, 2009

کشف گرانمایه در سماع نخستین


زود گذشتی و بی تو دیر نپایید
صبر من ای دلنشین کرشمه‌ی جاوید

ای به نفس‌های من شمیم نهفته 
وی به غزل‌های من حدیث نگفته

جلوه‌ی جانانه در سپیده‌ی تکوین
کشف گرانمایه در سماع نخستین 

رمز نهان در دل کتیبه‌ی مکتوم
غیب وجود از تو بر شهادت، معلوم

دیده‌ی حیرت در انکشاف حقیقت
کنه شریعت میان شطح طریقت

مست چنانم کنون زباده‌ی دیدار
کز نفسم سر عشق توست پدیدار

گفتم عشقش نهفته دارم، اما 
صبر و قرار از کجا و شوق و تمنا

عطر تو را در مشام باد گشودم
زلف تو را بر سماع بید سرودم

سر غم عشقت ای لطیفه‌ی پنهان
گفتم پیدا به سنگ و سبزه و باران

رفتی و هر ذره بی‌قرار تو دیدم
آمده و رفته رهسپار تو دیدم

آینه بی‌تابی لقای تو دارد
باد اگر می وزد هوای تو دارد

ساحل و دریا ترانه‌گوی تو هستند
کوه و بیابان به جستجوی تو هستند

از ازل آئینه‌های عشق موازی ست
چیست دو عالم به غیر عکس رخت، چیست؟

گر چه به هر غیبتی حضور تو پیداست
باز نگاهم در آرزوی تماشاست

با تو گروهی نشسته بر لب چشمه
زمره‌ی دیگر هلاک نیم کرشمه

چهره مپوشان زشاعران جمالت
تا بسرایند از لطیفه‌ی خالت


تهران، ۱۳ فروردین ۱۳۷۶

مطالب مرتبط

ترک‌بک

آدرس ترک‌بک برای اين مطلب
http://www.malakut.org/cgi-bin/mt33/donbalak.cgi/5666

نظر بدهيد

(نظر شما پس از تأييد منتشر خواهد شد. نيازی به دوباره فرستادن نظر نيست.)

Free counter and web stats