سير ظهور انديشه‌ی آزادی در ايران - قسمت هفتم: ايرانيت يک مفهوم


«ملت ایران که مذهب آن مذهب پاک اسلام است، البته مفاد حریت مملکتی آن آزادی از هر گونه ظلم و تعدی خواهد شدکه در مذهب اسلام ظلم است نه در مذهب بودا و مملکت ژاپن یا مذهب نصاری و ممالک اروپا.»
محلاتی، مراد از سلطنت مشروطه


 سال ۱۳۲۵ ق در حالی به پایان رسید که مشاجرات فکریِ مخالف و موافق، اندیشه‌‌ی آزادی را پربار ساخته بود. سال آزادی اما دولتی مستعجل بود، سال بعد استبداد باز آمد. در ۲۳جمادی‌‌الاول بانگ به توپ بستن مجلس شورای ملی آغاز دوره‌‌ی استبداد صغیر را (به‌‌مدت یک سال و بیست روز) اعلام کرد. روز بعد عده‌‌ای از آزادی‌‌خواهان در باغ‌‌شاه اعدام شدند. آزادی‌‌خواهان نیزآرام نماندند. به‌‌نوشته‌‌ی یکی از شاهدان عینی در ذی‌‌قعده‌‌ی آن سال «تمام انجمن‌‌های طهران یک‌‌آواز بر ضد مستبدین و خائنین برخاسته و همه‌‌ی ایالات قیام نمود و حاضر به حرکت طهران گشتند و هیجان و غلیانی کردند که عقل را حیران و آینده‌‌ی ایران را بسی درخشان نمود و حس ایرانیت و استحقاق حریت و مشروطت را به عالمیان آشکار ساخت. واقعاً جنبش و غیرت‌‌نمایی و آن اتفاق و جان‌‌فشانی روی ایران را سفید و حریت‌‌پروری و مشروطیت‌‌پرستی و تربیت سیاسیه‌‌ی ایرانیان را به تمام دنیا اثبات کرده بود» (تازیانه‌‌ی غیرت، نسخه‌‌ی خطی، تأکیدها از من است).


ادامه‌ی «سير ظهور انديشه‌ی آزادی در ايران - قسمت هفتم: ايرانيت يک مفهوم»

سير ظهور انديشه‌ی آزادی در ايران- قسمت ششم: پرسش سال ۱۳۲۵ ق



«اولاً، معنی مشروطیت چیست و حدود مداخله‌ی مجلس تا کجاست و قوانین مقرره در مجلس می‌تواند مخالف با قواعد شرعیه باشد یا خیر؟ ثانیاً، مراد از حریت و آزادی چیست و تا چه اندازه مردم آزادند و تا چه درجه حریت دارند؟» 
لایحه‌ی مهاجرین حضرت عبدالعظیم، سوم شعبان ۱۳۲۵

سال ۱۳۲۵ در تاریخ اندیشه‌ی آزادی در ایران سالی سرنوشت‌ساز است. آن‌چه در آغاز این سال بر قلم نویسنده‌ای ناشناس رفت، چندان مبالغه نمی‌نماید که «مردم ایران در صدی نود و نه هیچ نمی‌دانند که معنی مشروطیت و فایده‌ی آزادی چیست و گمان می‌کنند که آزادی مستلزم ارتکاب منهیات و تجاهر به فسق است» (←رساله‌ی [معایب کار نتایج بی‌عملی است]، صفر ۱۳۲۵ق). اما مجموعه‌ای از رویدادها تاریخ را چنان پیش برد که یک سال پس از مشروطیت را بتوان سال پرسش از آزادی نامید. 


ادامه‌ی «سير ظهور انديشه‌ی آزادی در ايران- قسمت ششم: پرسش سال ۱۳۲۵ ق»

سير ظهور انديشه‌ی آزادی در ايران- قسمت پنجم: مشروطيت و «لفظ آزادی»

«اگر از من می‌شنويد،
لفظ آزادی را برداريد که عاقبت اين حرف ما را مفتضح خواهد کرد.» 
شيخ فضل‌الله نوری، نشست علما در مهاجرت کبري


ناصرالدين‌شاه در ۱۳۱۳ به گلوله‌ی ميرزا رضا کرمانی پس از نيم قرن حکومت از پا درآمد، در حالی که هنوز نتوانسته بود «سليقه‌ی جديد» شاه در حکومت را به اجرا درآورد و «خدمات و اصلاحات و خيالات عمده‌ی» خود را «برای ترقی ملت و دولت...کاملاً به انجام و اتمام [رساند]». مظفرالدين‌شاه بر تخت نشست و سال‌های پرآشوبی را سپری کرد تا سرانجام در ۱۴جمادي‌الثانی ۱۳۲۴ با صدور فرمان مشروطيت به‌تعبير طالبوف چون قيمی پاک‌نفس بر سر مهر آمد و ثروت آزادی را که تاريخ اين ملت پيش او به وديعه نهاده بود به آنان بازپس داد.


ادامه‌ی «سير ظهور انديشه‌ی آزادی در ايران- قسمت پنجم: مشروطيت و «لفظ آزادی»»

سير ظهور انديشه‌ی آزادی در ايران- قسمت چهارم: «سليقه‌ی جديد» و «کلمه‌ی قبيحه»



«کلمه‌ی قبيحه‌ی آزادی...به ظاهر خيلی خوش‌نماست و خوب
 و در باطن سراپا نقص است و عيوب».
نامه‌ی ملا علی کنی به ناصرالدين شاه


موج اصلاح‌طلبی و ترقي‌خواهی برخاسته از دفتر تنظيمات (نگاشته‌ی ۱۲۷۵ق) با ايجاد شش وزارتخانه و تشکيل «شورای دولت» (در محرم ۱۲۷۵) و برپايی «مجلس مصلحت‌خانه» (در ربيع‌الثانی ۱۲۷۶) از يک سو، و شکل‌گيری اولين جمعيت سياسی ايران، يعنی مجمع فراموش‌خانه، (در اواخر ۱۲۷۵يا اوايل ۱۲۷۶ق) از ديگر سو، بالا گرفت. اين جريان سامعه‌ی سنگين حکومت را با نغمه‌ای از عدل و آزادی آشنا کرد. 

ادامه‌ی «سير ظهور انديشه‌ی آزادی در ايران- قسمت چهارم: «سليقه‌ی جديد» و «کلمه‌ی قبيحه»»

سير ظهور انديشه‌ی آزادی در ايران -قسمت سوم: آزادی هم‌چون سرّی از صحبت فراموش‌خانه



«ور بگويد که ماسُنی چون است          گو يکی نخله‌ی همايون است
کشته دهقان برای آبادی                     ريشه‌اش در بهشت آزادی»
اديب‌الممالک فراهانی، مثنوی «آيين ماسونی»

نقش حلقه‌های فراماسونری در آشنايی ايرانيان با تفکر جديد موضوع جستارهای بسيار بوده است. بسياری از ايرانيانی که در قرن نوزدهم به اروپا سفر کردند، آمد و شدی با جماعت‌های ماسونی پيدا کردند.  اين حلقه‌ها نه تنها مي‌تواند نخستين تشکل‌های آزادي‌خواهی به‌شمار آيد، بلکه مباحث نظری مرتبط با آزادی نيز نخست در افکار وابستگان بدآنجا ظاهر شده است.


ادامه‌ی «سير ظهور انديشه‌ی آزادی در ايران -قسمت سوم: آزادی هم‌چون سرّی از صحبت فراموش‌خانه»

سير ظهور انديشه‌ی آزادی در ايران -قسمت دوم: آزادی هم‌چون فصلی از دفتر اصلاح



«عقاید اهل ایران آزاد خواهد بود».
میرزا ملکم، دفتر تنظیمات


کمی پیش‌تر از آن‌که ممتحن‌الدوله نومیدانه شمه‌ای از داستان آزادی را واگوید و به‌افسوس ساکت نشیند، میرزا ملکم خان ناظم‌الدوله دفتر تنظیمات یا  کتابچه‌ی غیبی خود را به مشیرالدوله، صدر اعظم وقت، عرضه کرد. او این نخستین طرح قانون برای اداره‌ی امور حکومتی ایران را در ۱۲۷۵ق تنظیم کرد؛ هنگامی که ناصرالدین شاه جوان بود و ملکم به او امید داشت و سودای اصلاحات از بالا خام نمی‌نمود. ملکم در قانون سوم دفتر تنظیمات به بیان هشت فقره از حقوق ملت می‌پردازد: ۱) تساوی در برابر قانون؛ ۲) موروثی نبودن مشاغل و مناصب دیوانی؛ ۳) حق مساوی مردم در تصدی مناصب دیوانی؛ ۴) منع مصادره‌ی غیرقانونی اموال؛ ۵) منع حبس غیرقانونی؛ ۶) منع ورود غیرقانونی به خانه‌ی افراد؛ ۷) آزادی عقیده (عین عبارت او چنین است: «عقاید اهل ایران آزاد خواهد بود»)؛ ۸) اخذ مالیات به‌موجب قانون مخصوص. 

ادامه‌ی «سير ظهور انديشه‌ی آزادی در ايران -قسمت دوم: آزادی هم‌چون فصلی از دفتر اصلاح»

سير ظهور انديشه‌ی آزادی در ايران - قسمت اول: آزادی هم‌چون برگی از سفرنامه‌ی فرنگ

توضیح: مطلب زیر قسمت اول از جستاری است که در هفت بخش سیر ظهور مفهوم نوین آزادی در «عصر بیداری ایرانیان» (از شکست ایران در جنگ‌های ایران و روس تا به ثمر رسیدن انقلاب مشروطه) را بررسی می‌کند.

«[انگلستان]؛ ولایتی به این امنیت و آزادی که او را ولایت آزادی می‌نامند و در عین آزادی به نوعی انتظام پذیرفته که از پادشاه الی گدای کوچه، کلاً موافق نظام ولایتی، مقید هستند».
سفرنامه‌ی میرزا صالح‌ شیرازی


شکست قشون عباس‌میرزا در جنگ‌های ایران و روس (دور اول: ۱۲۱۸-۱۲۲۸ق؛ دور دوم: ۱۲۴۱-۱۲۴۳ق)، نخستین نمود آشکار ناتوانی سنت در رویارویی با تجدد بود. حکومت‌های ایرانی در کارنامه‌ی تاریخی خود سابقه‌ی ناکامی و شکست داشته بودند. بارها گروه‌ها و تیره‌های ساکن ایران بر حاکمان خود شوریده بودند و سلسله‌ی قدرت را برانداخته بودند؛ بارها ایران مغلوب بیگانه شده بود؛ اما پیش از این احساس عقب ماندگی را تجربه نکرده بود و بدون سلطه‌ی سیاسی بیگانگان مجبور به قبول اندیشه و فرهنگ آنان نشده بود. برخی از پژوهندگان تاریخ اندیشه و سیاست ایران معاصر این واقعه را آغاز حرکت بیداری ایرانیان دانسته‌اند؛ حرکتی که به جنبش مشروطیت ایران انجامید . پی‌بردن ایرانیان به عقب‌ماندگی نسبت به جهان جدید التفاتی بی‌سابقه بود . 

ادامه‌ی «سير ظهور انديشه‌ی آزادی در ايران - قسمت اول: آزادی هم‌چون برگی از سفرنامه‌ی فرنگ»

پیوند به اندیشوران و اندیشه‌نگاران


آجودانی، ماشاء الله
آشوری، داریوش
بازرگان، مهدی
تفضلی، احمد
توکلی طرقی، محمد
خاتمی، سید محمد
داوری اردکانی، رضا
دباشی، حمید
دوستدار، آرامش
رجبی، پرویز
سروش، عبدالکریم
طبری، احسان
فردید، سید احمد
کدیور، محسن
کسروی، احمد
مجتهد شبستری،‌ محمد
مصباح یزدی، محمدتقی
مطهری،‌ مرتضا
ملکیان، مصطفا
میلانی، عباس
ناقد، خسرو
نراقی، آرش
نصر، سید حسین
یارشاطر، احسان


Free counter and web stats