« دو جستار درباره‌ی حنین بن اسحاق و مکتب ترجمه‌ی او | صفحه‌ی اصلی | عیارِ« نقدِ عقلِ عربی»: گزارشی سنجش‌گرانه از نظریه‌ی محمد عابد الجابری »

شنبه ۱۹ بهمن ۸۷::February 7, 2009

تکوین و تطور شيوه‌‌های تفکر در نخستین سده‌های اسلامی


 «تکوین و تطور شيوه‌‌های تفکر در نخستین سده‌های اسلامی» عنوان جستاری است در معرفت‌شناسی اندیشه‌ی دوره اسلامی، که در شماره‌ی دوم مجله‌ی تاریخ علم دانشگاه تهران به‌چاپ رسیده است.(تصویری از این چاپ را ازاینجا دانلود کنید). این جستار درصدد بررسی محتوای میراث فکری دوره‌ی اسلامی نیست، بلکه ساختار عقلانیتِ پدیدآورنده‌ی  این میراث را می‌کاود؛ و به اين نتيجه می‌‌رسد كه اين عقلانيت، عقلانيتی تماماً عربی نيست، بلكه برخی از مؤلفه‌‌های سازنده‌ی آن عربی و برخی ديگر غيرعربی است به‌علاوه حتی در شكل‌‌گيری مؤلفه‌های عربی آن نيز ويژگی‌‌های فرهنگ‌های غيرعربی مؤثر بوده است. 

این مقاله درسه بخش تنظیم شده که دو بخش اول آن به منزله‌ی مقدمه‌ی بخش سوم است. بخش نخستین با بررسی ملاک‌‌های تفاوت علوم نزد مسلمانان آغاز می‌‌شود و با اشاره به یکی از مهمترین ملاک ‌های تقسیم‌ بندی که همانا خاستگاه تاریخی و قومی علوم مختلف است به طرح این پرسش می‌پردازد که آیا مسلمانان شیوه‌ی تفکر اقوام پدیدآورنده‌ی این علوم مختلف را نیز متفاوت می‌‌دانستند. این بخش با بررسی آراء جاحظ و شهرستانی درباره تفاوت شیوه‌ی تفکر عربی و شیوه‌ی تفکر عجمی به بخش دوم مقاله پیوند می‌‌خورد.
بخش دوم مقاله، نظر دو تن از اندیشمندان معاصر عرب، احمد امین و محمد عابد الجابری، درباره‌ی شیوه تفکر عربی یا به اصطلاح عقل عربی را مطرح می‌‌سازد و به‌ ویژه گزارشی انتقادی از پروژه‌ی «نقد عقل عربی» جابری عرضه می‌‌کند. جابری عقل عربی را نتیجه فرهنگی می‌‌داند که بر سه نظام معرفتی استوار است: نظام زبانی عربی‌‌الاصل (= بیان)؛ نظام گنوسی ایرانی هرمسی‌الاصل (= عرفان) و نظام عقلانی يونانی‌‌الاصل (= برهان). او از یک سو این سه نظام معرفتی را مستقل و غیر متداخل می‌‌داند و از سوی دیگر بر آن است که نظام معرفتی به صورت چارچوبی ناخودآگاه بر اندیشه‌ی فرد تحمیل می‌شود. من با عمومیت این دو ادعا مخالفم، از این رو مفهوم‌‌های ابزاری او در تحلیل تاریخ اندیشه دوره اسلامی را در بوته سنجش و بازاندیشی می‌‌نهم و به جای مفهوم نظام معرفتی مفهومی به نام «نگریستار» را عرضه می‌کنم. اصلی‌ترین تمایز این مفهوم با مفهوم نخست در نسبت خودآگاهانه‌ای است که اهل اندیشه و نظر با نگریستار خود دارند؛ همچنین من نقش اراده‌های غیر معطوف به معرفت را در کنار اراده‌ی معطوف به معرفت، به عنوان «ایده‌های هدایتگر»، در شیوه‌ی تفکر یا نگریستار هر نظرورز ملحوظ می‌‌دارم. باری، توضیحات بخش دوم خواننده را مهیای مطالعه بخش سوم و متوجه‌ی پرسش اصلی این پژوهش می‌‌سازد.
بخش سوم این جستار، با استفاده از تأملات نظری دو بخش پیشین، به بررسی تطور شیوه‌‌های تفکر یا نگریستار عربی از عصر جاهلی تا روزگار ترجمه‌ی علوم دخیله می‌پردازد و می‌کوشد تا تطور مفهوم علم از جاهلیت تا عصر نخست عباسی را به منزله ی مهم‌‌ترین دگرگونیِ نگریستاریِ اعراب و زمینه ساز جذب علوم غیرعربی معرفی کند و بی‌آنکه به دگرگونی محتوايِ باورهای اعراب در اثر آشنایی با این علوم توجه داشته باشد، در دگرگونی شیوه‌ی تفکر آنان تأمل کند. 

مطالب مرتبط

ترک‌بک

آدرس ترک‌بک برای اين مطلب
http://www.malakut.org/cgi-bin/mt33/donbalak.cgi/4934

نظر بدهيد

(نظر شما پس از تأييد منتشر خواهد شد. نيازی به دوباره فرستادن نظر نيست.)