صفحه‌ی اصلی | تکوین و تطور شيوه‌‌های تفکر در نخستین سده‌های اسلامی »

جمعه ۱۸ بهمن ۸۷::February 6, 2009

دو جستار درباره‌ی حنین بن اسحاق و مکتب ترجمه‌ی او

پژوهشگران تاريخ انديشه دوره‌ی اسلامي، حنين بن اسحاق (۱۹۴-۲۶۰ق) را  نماينده فرهنگ يوناني ـ رومي در عصر نخست عباسي دانسته‌‌اند. او مترجمي توانا و پزشكي حاذق به شمار مي‌‌آمد و در فلسفه و كلام مسيحي دست داشت. بي‌‌ترديد مي‌توان حنين را بزرگ‌ترين مترجم نهضت ترجمه عصر عباسي خواند، چنان كه منابع كهن نيز او را «شيخ المترجمين» نام داده‌‌اند. او در اين عرصه شيوه‌‌گذار بود و مكتب‌‌دار. به اعتقاد حنين هر ترجمه بر حسب توانايي‌ مترجم و ذوق و دانش سفارش‌دهنده‌ ی آن شكل مي‌گيرد. از اين رو، او گاه در ترجمه‌ی اثری به شرح و ايضاح كامل معانی مي‌پردازد و گاه در تلخيص متن مبالغه می‌ورزد؛ با اين همه ويژگی‌‌ها‌ی ثابتی در سبك ترجمه‌ی وی و هم مكتبانش قابل تشخيص است. حنين بن اسحاق هم‌چنین يكي از پركارترين دانشمندان دوره‌ی اسلامی است. او در طب، فلسفه، منطق، اخلاق، علوم طبيعي و كلام مسيحی آثار فراوانی تأليف و ترجمه كرده است.
آن‌چه در این‌جا بازنشر شده  جستاری درباره‌ی حنین بن اسحاق است که در سال ۱۳۸۴ به سفارش دانشنامه‌ی جهان اسلام و با حمایت پژوهشکده‌ی تاریخ علم دانشگاه تهران انجام داده‌ام. این پژوهش نخست به شکل دو مقاله در شماره‌های چهارم و پنجم  مجله‌ی تاریخ علم دانشگاه تهران منتشر شده است. در پژوهش نخست، گوشه‌هايي از زندگي علمي حنين همچنين روش ترجمه‌ی او و شاگردانش و نيز نسبت حلقه‌ی ترجمه او با دانشوران و دولتمردان زمانه بررسی شده است. در جستار دوم ضمن معرفی مهم‌‌ترين آثار او در طب و فلسفه و منطق، گزارشی مختصر از آرای وی در كلام مسيحی عرضه می‌شود. جدول ضمیمه‌ی مقاله  نيز تلخيصی سودمند از رساله‌ی حنين درباره‌ی آثار جالينوس است كه حاوی فهرست نسبتاً كاملی از ترجمه‌های پزشكی حنين و ياران اوست.

مطالب مرتبط

ترک‌بک

آدرس ترک‌بک برای اين مطلب
http://www.malakut.org/cgi-bin/mt33/donbalak.cgi/4933

نظرها

سلام
شاید از اولین پست های این وبلاگ به صورت نامنظم به اینجا می آیم، استفاده می کنم و گه گاه لذت می برم
اما آنچه باعث نوشتن این سطور است، همین پژوهش ارزشمند شماست. بنده به مناسبت تدوین مدخل حنین بن اسحق و جوامع اسکندرانیین در دایره المعارف طب اسلامی از پژوهش شما و بالاخص منبع شناسی و کتابشناسی غنی و کامل آثار حنین در آن بهره ها برده ام و بنا بر " من علمنی حرفاً ..." خواستم از این طریق سپاس و تقدیر خودم رو نسبت به شما و کار ارزشمندتون ابراز کنم.
شاید بهترین هدیه به یک پژوهشگر و عالم این باشه که کس دیگری از ثمره تحقیق او استفاده کنه. خواستم به زعم خودم به نوعی باعث مسرت شما هم شده باشم.
اما کاش کمی بیشتر درباره چاپ سزگین از جوامع که در سال 2004 و در فرانکفورت انجام شده، سخن می گفتید. حتی بنده در موضع شک هستم که شما آیا در زمان تدوین اون مقاله اون چاپ رو دیده بودین یا نه!
جسنجو های بنده که برای رسیدن به اون کتاب بی نتیجه ماند اما بطور قطع و یقین مقدمه ای که سزگین بر اون مجموعه نوشته، اطلاعات بسیار ارزشمند و مفیدی رو درباره جوامع در اختیار قرار می ده. مگر اینکه توضیحاتش از آنچه در GAS آورده و یا آنچه مایرهوف و امثالهم آورده اند فراتر نرفته باشه.
پوزش بنده رو بخاطر این تطویل بی مورد بپذیرید. چون حقیقتش افسوس خوردم که چرا شما اگر اون نسخه رو در اختیار داشتین فقط به یک گزاره چند کلمه بسنده کردید.
البته بازهم می گم اینها هیچ از ارزش کار مهم شما کم نمی کنه و یه جورایی آدم رو امیدوار می کنه که هنوز هستن کسایی که...
با تشکر و سپاسپ
محمد حسین رفیعی
تهران

----------------------------------------------------------------

احمد: از اظهار لطف شما ممنونم. درباره مقدمه چاپ سزگین از جوامع باید افزود که من به این چاپ دسترسی داشتم و تا آن جا که به خاطر دارم نکته‌ی تازه‌ای درباره‌ی زندگی و آثار حنین در آن یادداشت وجود ندارد. سرگین یک بار تحقیقات خود را درباره ی حنین در این اثر: (سزگين، فؤاد، «‌‌مكانة حنين في تاريخ الترجمة من الاغريقي و السرياني الي العربية» در مهرجان افرام و حنين، چاپ مجمع اللغة السريانية، بغداد 1974م.) به چاپ رسانده است و من از این کار در قسمت اول مقاله استفاده کرده‌ام. از این گذشته پژوهش بنده بیشتر ناظر به منابع اولیه بوده است. با همه‌ی احترامی که برای تحقیقات خاورشناسان و به ویژه سزگین قائلم، یافته‌های آنان را در تعلیق پدیدارشناسانه می‌نهم و تا آنجا که بتوانم منابع اولیه را برای ایضاح موضوع بررسی دوباره می کنم. در همین مقاله برخی لغزش‌های پژوهشگران غربی بازنموده شده است و البته این جستار خود کاستی‌ها دارد و شاید هم لغزش‌ها. اکنون نوبت گام‌های دیگران است. خوشحال می‌شوم که از نتیجه‌ی تحقیق شما نیز بهره‌مند شوم

سپاس گذارم از پاسختون
استنباط و نوع نگاه شما به منابع غربی و تحقیقات آنها کاملا ستودنی و پذیرفته شده است. اما عرض مشخص بنده درباب جوامع اسکندرانین است. چرا که اطلاعات دسته اول در این باره منحصر است به تراجم عربی-اسلامی که خود دسته چندم به حساب می آیند و حدس و گمان بنده درباره مطالعات سزگین این بود که شاید به دریافت جدیدی بیش از آنچه در GAS آورده رسیده باشد. و من بدلیل تحلیل درستش درباب نقد نظرات دیگرانی چون مایرهوف و تمکین، بیش از دیگران به تحلیل هایش اعتماد کردم. وگرنه ما درباب جوامع چیزی جز متون اصلی و کتب بزرگانی چون ابن ندیم، ابن ابی اصیبعه-که اطلاعات ناب او را در هیچ منبع دیگری نمی توان یافت- و نیز قفطی منبع متقن و قابل اتکاء اولیه ای در دسترس نداریم.
علی ای حال درباب این گروه شانزده نفره مستطاب که نقش مهمی درانتقال متون جالینوس به حوزه های علمی اسلامی داشته اند، اطلاعات بسیار مختصرند و جالب آنست که حنین هم در این باره حرف زیادی برای گفتن ندارد.
تا آنجا که من اطلاع دارم تا کنون مدخلی با عنوان جوامع اسکندرانین در هیچ دایره المعارفی تدوین نشده است(اگر شما اطلاع ویژه ای در این باب دارید، به بنده اطلاع دهید) و همین مساله حتی درباب منبع شناسی هم کار را دشوار کرده بود.
باعث افتخار چون منی ست که مسوداتش را در معرض چون شمایی قرار دهد، اما از بخت و اقبال ما این روزها از برکت رژه زره پوشهای مسلح به تیربار در شهر و برقراری جیزی شبیه به حکومت نظامی، تمام سرویس های پیام رسان جی میل و یاهو مسدود است و ارسال فایل مدخل برایم مقدور نیست. اما در اولین فرصت ان شاء الله اقدام می کنم
از لطف شما بسیار سپاسگذارم
ارادنمند
------------------------------------------------------------------
احمد: باز هم ممنون از لطف و پیگیری شما. گمان می کنم مقاله ی جالینوس در دانشنامه ی جهان اسلام اطلاعاتی در باب جوامع داشته باشد. دوست و همکار دانشور بنده جناب فرید قاسملو بخش آثار جالینوس را نگاشته است و احتمالا افزون بر مطالب مقاله باز هم اطلاعاتی در دست دارد. موفق باشید

با سلام و تشکر از اطلاعات مفیدی که در اختیار میگذارید.من به موضوع خاصی علاقه مندم که احتمال میدهم شما بتوانید مرا راهنمایی بفرمایید.با توجه به تفاوت فرهنگی و جهان بینی اعراب و یونانی ها، طبیعی بوده که ترجمه مفاهیم واصطلاحات فلسفه یونان به زبان عربی از دشواری های خاصی برخوردار بوده باشد. مثلا می بینیم که کلمه "وجود" که در عربی به معنی "یافت شدن" بوده، به عنوان ترجمه ی مفهومی انتخاب شده که در فارسی به آن "هستی" میگوییم.آیا متنی هست که نشان دهد مترجمین اولیه آثار فلسفی یونان به زبان عربی چگونه این کار را انجام داده اند؟
با تشکر - ناصری
------------------------------------------------------------------------
دوست عزیز سلام
اگر منظور شما انتخاب معادل های عربی واژه های فلسفی یونانی است، یکی از بهترین منابع تحقیق در این باره واژه نامه ی فلسفی سهیل افنان است. او در بسیاری از موارد به معادل های متفاوتی که مترجمان عربی برگزیده‌اند اشاره کرده است. واژه‌ي وجود نزد برخی مترجمان و فیلسوفان دوره‌ی اسلامی معادلی مناسب برای این اصطلاح یونانی نبود (ریشه‌ی یونانی وجود واژه‌ي 'اُن' است که در کلماتی مثل انتولوژی همچنان به چشم می‌آید).ا
اساسا جهان بینی یونانی مبتنی بر مفهوم خلقت نیست بلکه بر محور مفهوم کشف است، لذا برخی مترجمان از ماده‌ی ب.ر.ز یا ن.ج.م برای برای اظهار این معنا استفاده می‌کردند (در این صورت موجود یعنی آنچه بارز است). برخی نیز ترجیح می‌دادند از ک.و..ن مثلا واژه‌ی کائن را بسازند که در فارسی به آن باشنده می‌گویند. من اکنون منابع مناسبی دم دست ندارم و هر چه بنویسم از حافظه است و نادقیق. برای اطلاع بیشتر لطفا به کتب تاریخ فلسفه‌ی اسلامی (مثلا آنچه ماجد فخری نوشته) یا به کتاب فکر یونانی، فرهنگ عربی نوشته‌ی دیمیتری گوتاس و ترجمه‌ي سعید حنایی مراجعه کنید. مقاله‌ی بنده در جلد هفتم دانشنامه‌ی جهان اسلام ذیل مدخل ترجمه (قسمت اول نهضت ترجمه‌ی دوره‌ی عباسی) هم حاوی مطالبی هست. موفق باشید

نظر بدهيد

(نظر شما پس از تأييد منتشر خواهد شد. نيازی به دوباره فرستادن نظر نيست.)

Free counter and web stats